تغییر فاز دادم ! دیگه تو این وب نمیام ! ادرس جدسدم اون بالاییه است
من پيشي جوووووون
شبی سرد . آسمان برف می گریست . هوا سرد . کبوتری پشت شیشه ی اتاقم زیر برف نشسته بود و انگار نه انگار برف می بارد . کبوتر متتظر جفتش . منتظر فرزندانش . ساعت 10 شب کبوتر پر کشید .
آسمان قرمز . دلها خون . هوا سرد ولی همه داغدار بودند . هنوز که هنوزه که به عکست کنار شمعهای مشکی و گلهای مریم نگاه میکنم ، باور نمی کنم . مرگت مانند معمایی است بی جواب که شاید چندین هفته چندین ماه یا حتی چندین سال طول بکشه بفهمم جواب این معما فقط دست خداست که بازگشت همه ی ما به سوی اوست .
روز ها میگذرد . سال نو با غم کهنه هجرت او آغاز میشود . اگر چه در کنار ماست ولی همه اندوه نبودش را حس خواهند کرد . چرا که کسی نیست مثل او بتواند مدت ها برای هر موضوعی تبصم بر روی لبانمان بنشاند .
من مادر نیستم نمی توانم حال مادر داغدار عمویم را توصیف کنم خواندن اینکه شن ساحل ها نرم است کافی نیست برای توصیفش باید پای برهنه ام این نرمی را حس کند
عموی من میر عظیم با قلب کوچکم برایت آرزوی رضای پروردگار را دارم . عموی من رفتی اما بدان هیچ کس و هیچ چیز ذره ای فقدان وجودت را جبران نمیکند .
عسل
هر از چند گاهی شنیدن آهنگ های قدیمی آدمو سرمست میکنه !
عجب رسمیه
رسم زمونه
قصه ی برگ و باد خزونه
میرن آدما
ازونا فقط خاطرهاشون بجا می مونه
کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا می دونه
بوته ی یاس باباجون هنوز گوشه ی باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفت تا خونه
خودش کجاهاست خدا می دونه
تسبیح و مهر بی بی جون هنوز گوشه ی تاقچه توی ایوونه
خودش کجاهاست خدا می دونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت از ما آدم ها چی یادگاری می خواد بمونه
خدا می دونه
فقط خدا میدونه ! ! ! !!
شبی سرد . آسمان برف می گریست . هوا سرد . کبوتری پشت شیشه ی اتاقم زیر برف نشسته بود و انگار نه انگار برف می بارد . کبوتر متتظر جفتش . منتظر فرزندانش . ساعت 10 شب کبوتر پر کشید .
آسمان قرمز . دلها خون . هوا سرد ولی همه داغدار بودند . هنوز که هنوزه که به عکست کنار شمعهای مشکی و گلهای مریم نگاه میکنم ، باور نمی کنم . مرگت مانند معمایی است بی جواب که شاید چندین هفته چندین ماه یا حتی چندین سال طول بکشه بفهمم جواب این معما فقط دست خداست که بازگشت همه ی ما به سوی اوست .
روز ها میگذرد . سال نو با غم کهنه هجرت او آغاز میشود . اگر چه در کنار ماست ولی همه اندوه نبودش را حس خواهند کرد . چرا که کسی نیست مثل او بتواند مدت ها برای هر موضوعی تبصم بر روی لبانمان بنشاند .
من مادر نیستم نمی توانم حال مادر داغدار عمویم را توصیف کنم خواندن اینکه شن ساحل ها نرم است کافی نیست برای توصیفش باید پای برهنه ام این نرمی را حس کند
عموی من میر عظیم با قلب کوچکم برایت آرزوی رضای پروردگار را دارم . عموی من رفتی اما بدان هیچ کس و هیچ چیز ذره ای فقدان وجودت را جبران نمیکند .
عسل
هر از چند گاهی شنیدن آهنگ های قدیمی آدمو سرمست میکنه !
عجب رسمیه
رسم زمونه
قصه ی برگ و باد خزونه
میرن آدما
ازونا فقط خاطرهاشون بجا می مونه
کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا می دونه
بوته ی یاس باباجون هنوز گوشه ی باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفت تا خونه
خودش کجاهاست خدا می دونه
تسبیح و مهر بی بی جون هنوز گوشه ی تاقچه توی ایوونه
خودش کجاهاست خدا می دونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت از ما آدم ها چی یادگاری می خواد بمونه
خدا می دونه
فقط خدا میدونه ! ! ! !!
و همیشه با لذت رسیدن یه روز پر خاطره نفس میکشم ! یه روزی که به هر بهونه ای واسم خاص باشه تا به لطف خاطرات و عشق اون روز شب با احساس خوشبختی سرمو روی بالش بذارم !
واسه همین تو هر مناسبتی که میشه من به ظاهر شادترینم ! خوشحالم چون قلبم میزنه تا این لحظه های شیرین و به یادماندنی رو ببینم . به خاطر همینه نسبت به روز تولدم ، تولد خانواده ام ، تولد همه دوستام ، عید ، و .... خیلی اهمیت میدم . مامانم میگه " تولدته ک تولدته چه چیز خاصیه مگه "
به همین راحتی شادیه روز آدمو که با دندون نگهش داشته رو میشه خراب کرد ! یکی نیس بگه مامان تویی که چهل و خورده ای ساله که تولد داشتی من تازه چند ساله لذت روز تولدو به یاد دارم !
هیچ کس امروزو واسم یه روز خاص نکرد ! بابام که تبریک هم نگفت ( اونم که از رفتار ظهرش ) مامانم هم در مقابل شوخی ای که کردم یه دونه محکم خوابوند تو کمرم ! از این کتکا زیاد خوردم ککمم نمی گزه ولی روز تولدم ؟ روزی که از ۲۷ شهریور امسال براش چوب خط کشیده بودم ؟
نمی دونم شاید حق من اینه که اینطوری عذاب بکشم ! به خیلی ها بدی کردم ! خدا بزن که هرچی بزنی حقمه !
گاهی اوقات دوس دارم یه آهنگ قدیمی بزنم تو رگ !
هه دلت گرفته ! میفهمم منم مثه توام ! بد جوری غرقم ! باور کن منم مثه توام ! ولی میدونی نباید نا امید بشیم ! نه ! باور کن بدتر غرق میشیم ! آره ! این اجازه رو به خودت نده ! نباید بذاری ! نذاری که گره و گله توی دلتو بره که بتو بگه نمیتونی برسی بهشو ! میگی بده به دله گله منده منو امیدو ! میگم بشنو اینو حالا که یاس تورو دیدو امید و میدم و میدونم معضل تو اینم میدونم حل میشه کمی حوصله کن ! چرا تو خودتی نگاه میکنی به چی ! منم مثه تو ندارم دیگه پولی به جیب ! فکر میکنی فقط خودت اسیر غم و قصه ای ؟ بذار بهت نشون بدم همون پستری ! از بچه ی گرسنه که در حال مردنه ! یه لاشخور که هست در انتظار خوردنش ! بیا نگاه کن به اون سو که لازمه ! بچه هایی که شدن دچار سوءهاضمه ! یا منو ببین چرا راه دور بریم ؟ برو از تاریکی همه چیو تو نور ببین ! خیلیا سر خاک پدر ریختن اشک تمساح ! بعد چهل نشون دادن خشم انسان ! حالا جای اینکه بیان دست یتسمو بگیرن ! میخوان من پست و ذلیل بمیرم ! اونا بر زدن همه فرصتم . من ساده بودم اونا منو دور زدن ! وقتی سخته درواوردن یه نون ساده هه منمو خرج یه خانواده !
خداوندا ! پروردگار ما ! با دستای تو حرکت میکنم ! پس اگه من اینجا هستم خواست توست !
بذار مهمونت کنم من تورو یه جمله ! دیدی دلت میگیره تو غروب جمعه !؟ وقتی میشینم به مرور عمرم میبینم هر روز من مثه غروب جمعست و بمبستو میبینم رو به رومه ! طوری که ادم از اعدام دادم توبه کنه ! زخم من نمیتونه بشه پانسمان ! از تو خوردم این از شانس ما ! یکی میگه دیگه خودتو نباز مرد ! برو دیگه بالای طبقه ۱۲ ! نه اونقدر داری مثه انصاری فضا بری ! نه اون قدر ..... مثه شهرام جزایری ....
میدونی تیره روزی مثه سایه باز دنبالته ول کنی این زندگیو یاس خودتو بکشو راحت کن ! کاره تو درسته و دیگه باید مرد ! اما حسی میگه به این حرفا غلبه کن ! به جاش تمام اهنگو پر از کلمه کنو ! قلمتو بردارو بگو که این دردا تورو آناده میکنه واسه ی فردا ! آره من با درد خراشیده شدم ! در عوض محکم و تراشیده شدم ! این که چیزی نیس من دیدم از این بدتراش ! پله های ترقی واسم هر خراش !
خداوندا ! پروردگار ما ! با دستای تو حرکت میکنم ! پس اگه من اینجا هستم خواست توست !
گرانمایه ترین تجربه ها نزده یاسه ! که وایستاده کنار تو با عزم راسخ ! واضح واسه ی تو میخونه تا بدونی یاس اومده با راز ویرونه ها ! تو میدونی که مشکل تمومی نداره نمیشه رو سرت افقی عمودی نباره ! این مایییم که با این دردا کناراییم ! وقت سختی صبر کن خشمو بذار پایین ! تو دو راهیه زندگی که راست و چپه ! برو به راست اسم خدا باز رو لبت ! هر اشتباهی واسه منو تو یه تجربه درسه ! او خدا نمیرسونه بار کج رو به منزل ! پس عزم کسب تجربه از صمیم قلب ! مثه درخت پر از میوه بشیم خمیده تر ! هه باید اینو بدونی که بدترین شرایط زندگی منو تو آرزوی یکی دیگس ! آره ! دل همه ماها خونه ! ولی چه فایده ! باید رفت جلو ! می تونیم برسیم ! میرسیم ! ما میرسیم بالا ! میریم بالا ! هه
( یاس - باید بتونیم )
همین !
از هر چی پسره بدم میاد هر چی میکشم از جمیع مذکره ! یه بارم با دوستام میرم بیرون یه مذکری میگه تو با یه مذکره دیگه بیرون بودی ! من گوه بخورم از این خریتا بکنم ! روز تولدمو خراب کنم که برم با یه ... بیرون ! عیبه والا !![]()
خلاصه اعصاب معصاب نذاشت ! ولی اصلا امروز یه حالی دارم که واسم هیچی مهم نیس ! به درک می خواد دعوا کنه ! من حس رقصی دارم ! میخوام برقصم!
هیچ چی نمیتونه روز خوبمو خراب کنه ! ! ! انگار همین دیروز بود رفتم تو ۱۶ حالا میرم ۱۷
اگه همین طوری بگذره چند روز بعد بیدار میشم چین و چروک افتاده رو صورتم!![]()
حس نویسندگی نیس ! شاید شب بیام یه چرتو پرتی ول کنم از خودم ولی الان فقط می خوام تبریک بشنوم
امروز همه دست به دست دادن تلفنمو کردن ۱۱۸ ! من که بدم نمیاد !![]()
چهارتا انشالله ۱۵۰۰ سال زنده باشی بگید ما حال کنیم !![]()
یه چند وقتیه دیال آپو گذشتم کنار با ایرانسل کانکت میشم ! ( علت اصلیش اینه مامان بابام واسه اینترنت خیلی حساسیت نشون میدن
) الانم اصلا نمی دونن من میام نت
! فقط نمیفهمم اینا شک نمیکنن که چرا عسل ۲۴ ساعته پا پیسیه ؟![]()
سرعت ایرانسل ۱۱۲ کیلو بایت بر ثانیست ! فکر کنم از دیال اپ بهتر باشه ! عکسا هم خوب بالا میان !
ولی سرعت دانلودش یکم ازش پایین تره !!!!
دیروز داشتم دانلود می کردم که اعصابم خورده خاکشیر شد
! دیدم هیچ راهی نیس
گفتم برم یکم با این نرم افزار دانلود ور برم شاید فرجی بشه !
شروع کردم عین مشنگا قربون صدقه نرم افزار رفتن![]()
هی میگفتم " قربون اون سرعت مزخرفت برم !
چقدر توپی از همه نرم افزارا بهتریو .... ! " از این شرو ورا
جوون داداشم راس میگم یهو سرعتش از ۲ کیلو بایت بر ثانیه به ۸ کیلو بایت برثانیه تبدیلید !
( شبیه پسراست زودی خر میشه ) ![]()
هر موقع میرفتم یه چایی بخورم دوباره همون آشو همون کاسه ! مدام باید نگاش میکردم
خلاصه دیگه الان هیچ انرژی واسه خودم نمونده !
باید بم سرم وصل کنن ! فردا هم امتحان
! ( اونم روز تولدم ) خلاصه اگه این رفیق نرسونه باید از فردا گندامو از کارنامه دانلود کنم !
دیگه همین !![]()
خواستم امسالم از این کارا بکنم ولی گفتم بذارم دقیقا همون روز چون ادم همون روز یه حال دیگه داره !!!!!
این داستانه مال پارساله خلاصه گذاشتمش یه مروری به پارسال بکنیم !
سالروز تولدم بود برای گذروندن این چند روز با اون رفته بودم شمال ! اون روز رفته بودیم کنار دریا ! او هم آنجا بود تقریبا میشه گفت جایی بود که جز من و اون و چند مرغ دریایی و اسمان نارنجی چیزی نبود ! روبه روی دریا نشسته بود و من از دور می دیدمش نشسته بود و زانوهایش را بغل کرده بود ! به سمتش حرکت کردم ! او به دریا و به افق خیره شده بود کنارش روی شن ها نشستم متوجه شد چی می خواستم دستهاشو باز کرد و مرا در آغوش گرفت . منم به شونهایش تکیه کردم ! صدای امواج دریا و مرغان دریایی ، محیط را کاملا عاشقانه می کرد . سکوت تلخی بین منو اون حکمفرما بود . فقط صدای باد می وزید و موهای مرا به این سو و آن سو می کشاند ! خورشید به زیر دریا کشیده میشد ! درست مثه خورشید زندگیم ! بلند شدم به سمته دریا رفتم ! تا زانو تو آب بودم ! سنگینیه نگاهشو احساس می کردم صداشو شنیدم : " سرما میخوریا " " می خوام برم دنبال خورشید ! نباید غروب کنه ! میرم خورشید و به زندگیم برگردونم ! " و به سمت انتهای دریا رفتم مو هایم در باد تکان می خورد صدای مرغان دریایی و ...
دختری در سالروز تولد ۱۵ سالگی خود ، خود را در دریا غرق کرد !
دلم لک زده واسه دوران بچگیم
اون موقعه ها که به زور زنگ تفریا از کلاس مینداختنت بیرون ![]()
روی تخته می نوشتن خوب ها بد ها![]()
سه نفری تو ی میز جا می شدیم ![]()
سر دیکته ها میگفتن یکی بره زیر ( زیر میز البته ) ![]()
بریم عقب تر وقتی یه سالم بود
وقتی که خندم از تهه دل بود !
به خاطر هر چیزی گریه می کردم ولی با یه شکلک و شکلات به کلی یادم می رفت چی شده
خدایا چی می شد هنوز یه سالم بود؟
یه سال دیگه گذشت امسال ۱۶ تموم میشه می رم تو ۱۷
البته امسال به جرات می تونم بگم بهترین سال زندگیم بود یهنی واقعا تک تک روزاش خوشحال و خوشبخت بودم !
یه باره دیگه ۲۱ دی میاد و من یه سال از لحظه ی به دنیا اومدنم فاصله می گیرم . . . . به نظرم زندگی خیلی شیرینه به شرطی که خودت بخوای !
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید ..... ..... ..... .....
داف یک حرفه زنانه است که چند سالی است در ایران باب شده. برای داف شدن شما نیازی به تحصیلات عالی دانشگاهی ندارید. یک فوق دیپلم یا یک لیسانس کفایت می کند. احتمال اینکه شما با تحصیلات بالاتر از لیسانس داف شوید بشدت سقوط کرده و شیوعش در میان دانشجویان دکترا و پست داک نزدیک به صفر است. برای داف شدن شما باید زیاد فکر نکنید، اگر از شما پرسیدند مثلا اکبر گنجی کیست یا فرق سازمان ملل با یا شورای امنیت چیست مثل گوسفند نگاه کنید. آخرین کتابی که خوانده اید ماکزیمم ترجمه گیتی خوشدل باشد. هفته ای دوبار کافی شاپ بروید، دوبار دانشگاه، دوبار رستوران، دو پارتی، دوبار کارواش ماشین و دوبار آرایشگاه.سالی دوبار موبایلتان را عوض کنید، دوبار دوست پسرتان را عوض کنید، دوبار با پدر و مادرتان قهر کنید. و هرگز به آینده خودتان و کشور خودتان فکر نکنید،و هر کس هم که از این لوس بازی ها در آورد به او نگاه عاقل اندرسفیه بیاندازید. و از همه مهمتر هرگز کار نکنید. پدر ومادرتان چشمشان چهارتا شما را پس انداخته اند حالا هم باید خرجتان را بدهند.
خلاصه
داف
یه اسلنگ
جا افتاده بین جوونا
با معنی هم هست شاید
شنیدم ریشه اش عبریه یعنی دختر ولی خوب اسلنگش اینجا معانی دیگه داره
وقتی میخوای شوخی کنی ممکنه یه پسر از دوستش بپرسه: داف ماف چه خبر
اون موقع احتمالا منظور بدی نداره شاید یعنی کلا از زندگی عشقیت چه خبر
یه وقتیم به رفیقش اشاره میکنی دافا رو
احتملا داری چند تا دخترو نشونش میده که شاید خوشگل باشن ولی خوب چیزی هم از اونا نمیدونه
شاید واقعا داف نباشن
یعنی چی داف نباشن؟
یعنی یه چیزی بیش از داف باشن
یعنی یه مغزی هم تو کله اشون باشه
یعنی قابل معاشرت هم باشن
یعنی یه آدمی باشن نه فقط یه داف
چون وقتی فلانی رو که میشناسه میگن دافه یعنی دارن به ریخت و قیافش اشاره میکنن و به جنسیتش
و همین و بس
شاید منظورش اینه که خبر بیشتری نیست
والا مثلا ممکن بود بگه نقاش خوبیه
باهوشه
خوش فکره
یا هزار تا چیز دیگه
ولی دافه
با یه سری اصطلاحات دیگه همراهش
یا افتخارات همراهش
پیچوندن
ترکوندن
واینا
خوب تا اینجا هم اومدیم
ولی من یه جای کار کم میارم
اونی که حال میکنه داف باشه
اونی که میخواد از دوستش تعریف کنه بهش میگه جون خیلی دافی
خوب اونوقت خودت چکار کردی در به دست آوردن این افتخار؟
بعد این دافه چون اعتقاد داره پسرا
یا همون زوخیا خیلی دودرن پس باید پیچوندشون
خلاصه زندگی تو همین آشغالا میگذره
ولی من فکر میکنم همه پسرا دودره نباشن لزوما
همه دخترا هم داف نیستن
آره
اینجوریه که اینجوری میشه
عجب روزگاری شده ، هرکی خوبی می کنه بدی می بینه ، هر کی خوبه زودتر میمیره ، هر کی پاکه سختیا بیشتر روی دوشش سنگینی می کنه ! هر کی بده داره تو بهترین ویلا ها تو بهترین جای جهان زندگی می کنه !
یه سریا باید عین چی خودکشی کنن تا بتونن بورسیه بگیرن برن یه جای خوب تحصیل کنن ، اون وقت یه سری ها بچه هاشونو با میلیارد ها پول می فرستن فلان کجا ، فلان دانشگاه تا یکم اون فسفرای مغزشونو بکار ببرن شاید بتونن نصف این استعداد هایی که دارن تو کمبود امکانات کم کم خاموش می شن بفهمن !
چرا تو یه کشور که این همه استعداد داره ، همه بعد از لیسانس می شینن تو خونه ؟
اون وقت یه سری ها با دیپلم شهردار میشن ؟!
همه ی جای دنیا کسایی که از خودشون نبوغی نشون بدن از طرف دولت بورسیه و حمایت مالی می شن ولی تو کشوری مثل ایران کسایی که مثلا باهوشن باید برای هر سال تحصیلی که دارن می گذرونن فلان فلان تومان پول بدن !!!
که چی ؟ برن یه دانشگاه خوب ؟
برن لیسانس شن ؟ بشینن یه گوشه ؟ یا نهایتا یه کارمند شن ؟ دخترا شوهر کنن ، بچه داری کنن ؟؟
آخه چرا ؟ بعد میگن چرا جوونا معتاد میشن !؟ چرا ملت کلاه بردارن ؟ چرا ملت دارن به سمت بی فرهنگی سوق پیدا می کنن !؟
چرا ...؟
همه چیزو هم میندازیم تقصیر اینو اون ! میگیم فلان آدم فلان دولت فلان ...
بابا چرا از خودمون شروع نکنیم ؟ یکی یکی اصلاح شیم ! افکارمونو عوض کنیم ! اول به دیگران بعد به خودمون فکر کنیم . مفید باشیم !
همش میگیم ما ایرانی هستیم و به این حرف افتخار می کنیم ! اخه چی داریم که بهش افتخار کنیم ؟
به این که تمام مغز های کشورمون تو ناسا یا کشور های خارجی استاد دانشگان ؟؟؟
میدونی چرا ما ایرانیا مغروریم ؟ به خاطر گذشتمون ! به تخت جمشید و هخامنشی ! ولی الان چی ؟
چی از اون اصالت ما مونده ؟؟؟ هیییچی
ملت کاری کنید بشه به شما افتخار کرد !!! به خدا اگه کشوری مثل آمریکا نخبه های کشور ما رو داشت الان 3 تا سیاره مثل زمین برای ادامه حیات پیدا کرده بود ......
یعنی میشه اون روزی که هیچکس میگه بیاد ؟
یه روز خوب میاد .....؟؟؟
پرواز را تجربه کند
جواب داد: اگر زن يا مرد داراي ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد
يک =1 اگر داراي (زيبايی) هم باشند پس يک صفر جلوي عدد يک ميگذاريم
=10 اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوي عدد يک ميگذاريم =100
اگر داراي (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد يک
ميگذاريم =1000 ولي اگر زماني عدد يک رفت (اخلاق) چيزي به
جز صفر باقي نمي ماند و صفر هم به تنهايي هيچ نيست ، پس ان انسان
هيچ ارزشي نخواهد داشت.
با آمدن مهر ماه هر سال جدید ، سن ما هم بالاتر می رود ، پشت میز هایی مینشینیم که پارسالی ها می نشستند . دوست های جدید پیدا می کنیم و با قدیمی ها مدتی قهر می کنیم ( البته این واسه ما که صدق نمیکنه چون این ۵ سالیه که با دوستام همکلاسم ) و بعد برای آشتی پیشقدم می شویم . شکل دوستیهایمان هر سال تغییر می کند و پخته تر می شود . شاید به قضیه کنکور و دانشگاه مربوط می شود . به اینکه می دانیم زمان شوخی ، بازی و بی مسئولیتی به سر می آید ( من که ۱۰ سال دیگه هم اینو نمی فهمم ) و حالا باید مسئولیت های جدی تری را بپذیریم . باید قدم به دانشگاه بگذاریم و انگار تا مستقل شدن دیگر راهی نمانده است . ( البته ماشالله جوونای امروزی از ۱۰ سالگی مستقلن )
بو باران بوی پاک کن
با آن که باد های ملائم یا توفان های بزرگ به همراه نارنجی زرد و قرمز های پاییزی ، آسمان ابری و روز های بارانی و هزاران نشانه ی دیگر برای تداعی روز های پاییزی وجود دارند ، اما مدرسه دانشگاه و در یک کلام سال تحصیلی خاطره مشترک همه آدم ها از فصل پاییز است . هر کسی می تواند بنشیند و خاطره خودش را از روز اول مدرسه تعریف کند .
ماه مهر به طور غیر رسمی مبدا ما برای تعیین زمان و گذر روز هاست .دست کم تا زمانی که هنوز دانشگاه یا مدرسه می رویم یا بچه های مدرسه رو داریم این اول مهر است که برنامه ی یک سال زندگی ما را تنظیم می کند .
کاش می شد دیگه نبینمت ، صداتو نشنوم ، خوابتو نبینم ، بهت فکر نکنم ، تصورت نکنم یا حداقل کاش می تونستم ازت متنفر باشم .
کاری کردی این شانسو هم ازم گرفتی !
ولی حالا مهمترین سوال :
اگه چنین چیزی ممکن بود و من هم ازت در خواست میکردم آیا می پذیرفتی ؟
یک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمیدهد
یه پسرخوب کمتربا این جمله مواجه میشود”مشتری گرامی دسترسی شمابه این سایت مقدورنمی باشد”
یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمیره
یه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نمیکنه بزنه تو اتاقش
یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم ردیف چشماش مثه چراغهای فولکس نمیزنه بیرون
یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت میفرسته
یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع ۳ متریِ هیچ خانمی نمیشینه
یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمیده
میگه شما هم وقتی میخواید چیزی بنویسید اول چک نویس میکنید بعد پاک نویس ! ! ! ![]()
راستی میشه نظر خصوصی نذارید ! بعضی چیزاشو واقعا نمیشه وا۳ عموم نوشت ! ولی خیلی چیزا رو الکی خصوصی میکنید ! نکن مادر اذیت میشم اعصابم خط خطی میشه !
پانیذ بازم بیا اینجا دلم وا۳ت تنگ شده ! ( فکر نکنید تبعیض قائل شدما نه ! این دختر خالمه )
اینم از لینک دانلود کلیپ 4 دقیقه ای قسمت آخرش
http://www.4shared.com/video/pBJUVhZ3/EL_CUERPO_DEL_DESEO__ending.html
اینم لینک دانلود موسیقیش
http://www.4shared.com/audio/WXlORTw...l_des.html